قدیسین جواهر نشان

مدتها پیش از دیمین هیرست  (Damien Hirst) اسکلتهای جواهرنشان در تمام اروپای کاتولیک قرن شانزدهم محبوب بودند. پال کودوناریس در سفری که به باواریا در آلمان و سایر نقاط اروپا داشت، بسیاری از این اسکلتهای جواهرنشان را کشف کرد. با ما در این سفر رویایی به دنیای کشیشان نهان بین و جواهرات اسرارآمیز همراه شوید.

 

یک زوج توریست در وسط کلیسای سنت پیتر و پال در شهر کوچک روت-آم-این در باواریا بهت زده به منظره عجیبی خیره شده اند. توجه آنها به دو اسکلت در یکی از فرورفتگی های دیوار کلیسا یعنی درست در جایی که انتظار دیدن محرابهای کناری می رود جلب شده است. اما آنها فقط دو اسکلت نیستند؛ بلکه توسط جواهرات متعدد و درخشانی به زیبایی آزین شده اند. آنها با حالتی خاص درون محفظه ای شیشه ای قرار داده شده و چشمها و دهانهایشان با جواهرات، سنگهای قیمتی و برگهای طلا پوشیده شده است.


یکی از دو بازدیدکننده از دیگری می پرسد: «فکر می کنی اینا کی می تونن باشن؟ » راهنما جواب می دهد: «اون یکی رو نمی دونم ولی این کنستانتین کبیره.» بازدیدکننده با تعجب می پرسد: «کنستانتین؟ امپراتور رم؟ ولی خیلی بعیده که اسکلتش رو آورده باشن توی این کلیسا!» راهنما با دستپاچگی جواب داد: «نمی دونم! به من اینطوری گفتن! »

اینکه اسکلت کنستانتین در کلیسای روت-آم-این باشد، تا حدی بعید و مورد شک است؛ ولی این یکی از چندین اسکلتی است که به این صورت در کلیساهای کوچک در آلمان و سوئیس با طلا، نقره و جواهرات تزئین شده است. این اسکلت‌ها نشان‌دهنده دوره‌ای فراموش شده از تاریخ کلیسای کاتولیک هستند؛ یعنی زمانی که کشیشان نهان بین، از قدرت‌های ماورایی خود برای یافتن بقایای قدیسین استفاده می‌کردند.

پاپ‌های روان بین
علاقه و گرایش به اسکلت‌های جواهر نشان از اواخر قرن شانزدهم شروع شد. سرداب‌های قبور رومی‌ها که متروکه و فراموش شده بودند، دوباره در سال 1578 توسط کارگران انگور کار کشف شدند. این اتفاق با یکی از وقایع مهم تاریخ کلیسای کاتولیک - یعنی تشکیل شورای ترنت برای مقابله با جنبش اصلاحاتی پروتستان‌ها- همزمان بود. یکی از نکات مورد توجه این شورا، تصدیق تاثیر و اعتقاد به عتیقه‌ها در برابر بدگویی‌ها بود.
از آنجا که بقایای سردابه‌ها به قرن‌های دوم تا پنجم پس از میلاد باز می‌گشت، رهبران کلیسا با کمی خوشبینی توانستند اجساد باقیمانده را تقریبا به  نام هرقدیس صدر مسیحیت جا بزنند. در آن وضعیت آنها توانستند با استفاده از عتیقه‌هایی که در آن سردابه‌ها پیدا کردند، قدرت‌هایی ماورایی را به آن اسکلت‌ها نسبت دهند. در حقیقت، آن استخوان‌ها می‌توانستند متعلق به هر کسی باشند، زیرا فقط عده کمی از آنها شناخته شده و اسم و مشخصات داشتند. این به آن معنی است که امکان دارد این اسکلت‌ها حتی متعلق به پیروان ادیان شرک‌آمیز قبل از مسیحیت نیز باشند.


دبیران پاپ در آن زمان مامور شناسایی و تایید هویت اسکلت‌ها و عتیقه‌ها شدند. تنها مدرکی هم که برای این کار یعنی شناسایی قدیسین نیاز داشتند، رد کف دستی روی تابوت یا مقداری خون خشک شده در کف آن بود. اگر یکی از این دو مورد دیده می‌شد، برای دبیران مدرک مهمی به حساب می‌آمد.
از این هم عجیب‌تر، نحوه تشخیص هویت آن اسکلت به عنوان یکی از قدیسین بود. برای این کار به نیرویی ماورایی نیاز بود؛ یعنی چیزی شبیه نیروهای روان بینان. چه کسی هم جز کشیشان می‌توانست چنین ادعایی داشته باشد؟ پس آنها وارد سردابه‌ها می‌شدند و سعی می‌کردند با قدرت‌های ماورایی خود، هویت شخص مدفون شده را تشخیص بدهند. این رسم و تشکیلات تا اواسط قرن نوزدهم همچنان ادامه داشت. حتی شخص پاپ هم اگر چنین قدرت‌های نهان بینی را دارا بود، گاهی اوقات این کار را انجام می‌داد.


تاریخ نویسان کلیسای کاتولیک، هیچ زمانی آن‌قدرها مایل به توضیح جزئیات نحوه ارتباط ذهنی و روانی با استخوان‌ها نبوده‌اند؛ ولی اس‌ای ماهونی که زمانی یک کشیش کاتولیک بوده و بعدها از آنها جدا شد، در گزارشی جزئیات یکی از این مراسم‌ها را که در سال 1836 اتفاق افتاده به رشته تحریر در آورده است.
او توضیح می‌دهد که برای پیدا کرن عتیقه‌های بیشتر چندین بار به سردابه‌ها مراجعت می‌شد؛ ولی هیچ مدرکی دال بر شناسایی هویت متوفی یا حتی مسیحی بودن او وجود نداشت. ماهونی یاد‌آور می‌شود که پاپ گرگوری شانزدهم به همراه عده‌ای از کشیشان برای این گونه شناسایی‌ها وارد سردابه‌ها می‌شد، از روح القدس‌طلب کمک کرده و دعا می‌خوانده تا با کمک و راهنمایی الهی و آسمانی موفق به انجام این وظیفه خطیر شوند.

پاپ سپس نگاهی کلی به اجساد مدفون در سردابه انداخته و مانند کسی که درون خیالات خود غرق شده، نام قدیس فلان یا دوشیزه بهمان را به زبان می‌آورد و به همین ترتیب آن‌قدر ادامه می‌داد تا همراهانش به او می‌گفتند که برای آن روز کافی است. سپس استخوان‌های پوسیده را با دقت جمع‌آوری کرده و بر آنها آب مقدس می‌پاشیدند. بعد آنها را درون جعبه‌ای که به همین منظور تهیه شده قرار داده و به واتیکان می‌فرستادند.

گاف ‌های سیستم قدیس‌سازی
یکی از مشکلاتی که در این راه به‌وجود می‌آمد این بود که بعضی از این هویت‌ها با تاریخ جور درنمی‌آمدند. برای مثال کنستانتین کبیر در نزدیکی خلیج ازمیر در ترکیه از دنیا رفته و در قسطنطنیه یا استانبول امروزی به خاک سپرده شده بود. که همین مساله باعث نا‌معقول‌ بودن  کشف جسد او در یک سردابه رومی می‌شود.
مساله عجیب‌تر جنبه ماورایی این اسکلت‌ها به عنوان عتیقه‌هایی بود که گفته می‌شد قبلا در اختیار کلیسا بوده‌اند. برای مثال، در کلیسای سنت نیکلاس در ویل سوئیس، جسد زره پوشیده و جواهر نشان قدیس قرن سوم، سنت پانکراتیوس وجود دارد که در قرن هفدهم از سردابه بیرون آورده شده است، در صورتی که گفته می‌شد اسکلت، جواهرات و تزئینات آن در یکی باسیلیکا به همین نام در رم نگه داشته می‌شد. با این حال، پاپ کلمنت دهم و اطرافیانش، هویت جسد جدید را نیز به عنوان پانکراتیوس تایید کرده و آن را بدون هیچ توضیح دیگری به شمال فرستادند.


در والداسن آلمان هم به همین ترتیب در سال 1688، اسکلت یک قدیس تکراری کشف شد. گفته شد که این اسکلت با دبیر پاپ صحبت و خود را سنت دیوداتوس معرفی کرده است؛ در صورتی که قبل از آن یک یا احتمالا دو اسکلت دیگر که به آن قدیس منتسب هستند، در کلیساهایی در ایتالیا قرار داده شده بودند.
کلیساها مخصوصا در ارتفاعات آلمانی زبان آلپ، همیشه طبیعت نادرست فرایند شناسایی و معرفی اسکلت‌های تکراری را نادیده گرفته و بر اساس چشم و هم‌چشمی‌های بی‌فایده، اقدام به دریافت چنین عتیقه‌هایی، حتی در برخی موارد در حجم‌های بالا و تعداد زیاد می‌کردند. برای مثال در دایوسیز کنستانز؛ یعنی جایی که اسکلت سنت پانکراتیوس قرار دارد، از بیش از 120 اسکلت دیگر نیز که در قرن‌های هفدهم و هیجدهم کشف شده‌اند، نگهداری می‌شود.


بعد از اینکه هویت اجساد توسط واتیکان مشخص می‌شد، مسؤولیت سرپا کردن و تزئین استخوان‌ها با جواهرات بر عهده کلیسای محلی بود. در این میان دوباره نیاز به قدرت‌های ماورایی پیدا می‌شد زیرا باید با اسکلت ارتباط بر قرار شده و نظرش را در مورد نحوه حالت نشستن، خوابیدن و آراستن آن با جواهرات جویا می‌شدند. بقایای سنت پانکراتیوس یا هرکس دیگر، سپس به شمال و صومعه سنت‌گَلِن فرستاده می‌شد. در آنجا استخوان‌ها به دست راهبه‌ها به هم متصل می‌شد.

در تمام این مدت هم دعاهایی خوانده می‌شد تا نحوه طراحی و آذین اسکلت به ایشان الهام شود. در این مثال، اسکلت را مانند یک سرباز ملبس کرده و یک فلاخن در یک دست و شمشیری در دست دیگرش قرار داده‌اند. زره او نیز در سال 1777 توسط یک جواهرساز اهل آگزبورگ کاملا عوض شده ولی دیگر عتیقه‌های متصل به آن دست نخورده باقی مانده‌اند.


معروف‌ترین هنرمندی که روی چنین اسکلت‌هایی کار کرده، آدالبارت اِدِر اهل والداسن است که به خاطر توانایی‌اش در ارتباط با اسکلت‌ها بسیار مورد توجه بوده است. باسیلیکای والداسن بیش از هر کلیسای دیگری در اروپا، اسکلت جواهر نشان دارد که 10 عدد از آنها در فرورفتگی‌های دیوارها و دو عدد در جعبه اشیای متبرکه و بالای محراب قرار گرفته‌اند. همه آنها نیز توسط جواهرساز مشهور قرن هیجدهم، ادر که عضو فرقه سیسترشن‌ها بود، تزئین شده‌اند.
گفته می‌شود آخرین آنهاقدیس ماکسیموس با سکوت خود، ادر را مبهوت کرده بود. ادعاشده در قادر نبود با او ارتباط برقرار کند. بر اساس مدارک، نوشته‌ها و گفته‌های بومیان به خاطر همین عدم توانایی در ارتباط با او و ندانستن حالت نشستن مورد علاقه متوفی، ادر تا مرز افسردگی پیش رفته بود. او در کمال نا‌امیدی به اسکلت گفت که نمی‌داند چه حالتی مناسب اوست و سپس از اتاق بیرون رفته بود.ولی  زمانی که نزد اسکلت بازگشت، او را در حالت جدیدی دید!


در کلیسای سنت پیتر و پال در روت-آم-این نیز خود راهنما این مطلب را تایید کرد که احتمال کنستانتین بودن اسکلت پایین است. او در این باره گفت: «من فکر می‌کنم ما حقیقتا نمی‌توانیم با اطمینان بگوییم که این اسکلت‌ها متعلق به قدیسین هستند. ممکن است آنها انسان‌هایی معمولی بوده‌ باشند
او پس از مکثی کوتاه ادامه می‌دهد: «ولی من می‌دانم که آنها هر کسی بوده‌اند، این قدر خاصیت داشته‌اند که به بچه‌های متال باز نشان دهند کلیساهای باحال هم وجود دارند

  • بازدید: 853
  • تاریخ انتشار: چهارشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۱۸:۲۲
  • شناسه مطلب: 2852

ارسال دیدگاه ؛


کد امنیتی
تصویر جدید



مطالب تصادفی

چنـد عادت بد موقـع استفـاده از تـلفن همـراه

چنـد عادت بد موقـع استفـاده از تـلفن همـراه
ما تلفن همراهمان را دوست داریم، مخصوصاً اگر از نوع اسمارت فون های همه فن حریفی باشد که کارهای عجیب و غریب زیادی...
تابســــتان ها میوه درمانــی کنید!

تابســــتان ها میوه درمانــی کنید!
تابستان اگر چه با افزایش دمای هوا همراه است اما یک حسن بزرگ در مقایسه با دیگر فصل‌ها دارد. در این فصل با تنوع و...
صندلی الکتریکی

صندلی الکتریکی
یه شب سه نفر اشتباهی دستگیر میشن و در نهایت ناباوری به اعدام روی صندلی الکتریکی محکوم میشن.... نوبتِ نفر اول میشه...
اس ام اس ها و دل نوشته های فوق العاده زیبا سری فروردین ۹۲

اس ام اس ها و دل نوشته های فوق العاده زیبا سری فروردین ۹۲
جمعه ها زمین ساکن و ساکت است و به شانه بالا انداختن های خورشید فکر می کند، من هم به تو

مطالب پربازدید

تماس با ماهنگ

تماس با ماهنگ
بازدیدکننده گرامی؛ جهت تماس با مدیریت وب سایت ماهنگ از دو طریق ارسال ایمیل و یا تکمیل فرم زیر اقدام نمایید : ایمیل...
مجموعه ای جدید از جملات خاص و سنگین پیامک های مفهومی

مجموعه ای جدید از جملات خاص و سنگین پیامک های مفهومی
من در میان مردمی هستمکه باورشان نمیشود تنهایــــممیگویند خوش بحالت که خوشحالینمی دانند دلیل شاد بودنم باج به آنهاستبرای...
چرا وقتی آب منجمد می شود حجم آن افزایش و وزنش کاهش می یابد؟

چرا وقتی آب منجمد می شود حجم آن افزایش و وزنش کاهش می یابد؟
یخ هنگام انجماد، منبسط می شود. علت این انبساط پیوند هیدروژنی میان مولکول های خمیده آب است.
چرا عرق لباس را زرد میکند؟

چرا عرق لباس را زرد میکند؟
تا حالا عرق از سر، صورت و دست تان چکیده است؟ آن قدر که کلافه شده اید و حتی گاهی نیز در مقابل دیگران خجالت هم کشیده...

مطالب جدید

نرم افزار آموزش الفبای انگلیسی ( محصول جدید انتشارات تاجیک)

نرم افزار آموزش الفبای انگلیسی ( محصول جدید انتشارات تاجیک)
یکی از دروس جدیدی که دانش‌آموزان در پایه‌ی هفتم باید بیاموزند، درس زبان انگلیسی است. نویسندگاه کتاب زبان انگلیسی...
فواید یادگیری زبان خارجی برای مغز که نمی‌دانستید

فواید یادگیری زبان خارجی برای مغز که نمی‌دانستید
امروزه دانشمندان ثابت کرده‌اند که یادگیری زبان دوم می‌تواند در بهبود هوش، حافظه و تمرکز نقش مهمی داشته...
ضرروت دانستن دو زبان

ضرروت دانستن دو زبان
مغز یك فرد دو زبانه مانند رادیویی است كه به طور همزمان 2 كانال را پخش می‌كند. ممكن است كه در حال صحبت كردن به یك...
ضرورت یادگیری زبان انگلیسی

ضرورت یادگیری زبان انگلیسی
     شايد يادگيري زبان انگليسي مهمترين گام در ارتقاء کيفيت زندگي شما باشد.  آيا هيچ فکر...