فرمانروای وحشت

کالیگولا نمونه کاملی از جامعه ستیزی در سراسر تاریخ است. این امپراتور جوان، آوازه شگفت‌انگیزی در جنون، قتل و لجام گسیختگی داشت. کالیگولا به مدت سه سال و ده ماه و هشت روز بر روم حکمرانی کرد؛ اما در همین زمان اندک توانست علاقه رومیان به خود را به نفرت تبدیل کند. زندگی‌اش به خشونت و خونریزی بسته بود.

او از تماشای قتل عام زنان و کودکان لذت می‌برد، مبارزات خونین و بی‌رحمانه گلادیاتور‌ها را وحشیانه‌تر ساخت و از قتل و تعدی به همسران نزدیکانش ابایی نداشت. او پس از این جنایت‌ها عذاب وجدان نمی‌گرفت و پشیمان نمی‌شد. او یک روان پریش تمام‌عیار بود. خودشیفتگی در او موج می‌زد و یکی از نشانه‌های آن بی‌تفاوتی نسبت به انسان‌ها و مورد ستایش قرارگرفتن توسط دیگران بود. شخصیت عجیب این فرمانروا را تنها می‌توانیم با طرفداران     افراطی هیتلر نظیر هیملر و گورینگ مقایسه کنیم   .

کودکی جاه‌طلبانه
کالیگولا در 24 سالگی به فرمانروایی اعظم روم نایل آمد. اگرچه دوران حکمرانی این جوان بی‌رحم تنها چهار سال دوام یافت، ولی همین زمان کوتاه هم برای ثبت جنایاتی بی‌بدیل به نام او در تاریخ روم کافی بود. او از لحاظ روان‌شناختی بسیار آشفته بود، هیچ‌گاه از قتل‌ها و جنایاتی که مرتکب می‌شد احساس پشیمانی نمی‌کرد و تک‌تک مرزهای اخلاقی را به آسانی زیر پا می‌گذاشت.

آمار قربانیان کالیگولا حیرت‌آور است، او ضیافت‌های باشکوهی ترتیب می‌داد و در فواصل مهمانی و هنگام پذیرایی، مراسم اعدام مجرمان را اجرا و سر از بدنشان جدا می‌کرد و در‌حالی‌که مهمانان نگران حال خود بودند، او به همسرانشان تعدی می‌کرد و آنگاه دستور اعدام سناتور‌ها و اشراف را صادر می‌کرد. این مجازات‌ها هم جنبه نمایش و هم هشدار داشت، او حتی بعضی از اعضای خانواده خود را نیز به قتل می‌رساند.شدت این جنایات به‌حدی است که بسیاری از مورخان را به شک می‌اندازد که آیا تمامی این مجازات‌ها توسط کالیگولا صورت گرفته یا بیشتر آنها خیالی هستند.فیلو و سوئتونیس دو مورخی هستند که بیشتر اطلاعات پیرامون حکومت کالیگولا را به رشته تحریر درآورده‌اند.

راوی بعضی از حیرت آورترین و وحشی‌ترین جزئیات ماجراهای رخ داده در حکومت وحشت کالیگولا سوئتونیس بوده است. این مورخ رومی 70 سال پس از کالیگولا این تاریخ را به رشته تحریر درآورده که خود عاملی است که شک مورخان را در پی دارد. مثل این می‌ماند که امروز، کسی بخواهد درباره جنگ جهانی اول بنویسید؛ آن هم با منابعی بسیار کمتر از آنچه او در اختیار داشت.


چکمه‌های ژرمانیکوس
کالیگولا در سال 12 پس از میلاد به دنیا آمد و نام کاملش گایوس ژرمانیکوس آگوستوس بود. او پسر ژرمانیکوس، پسر طلایی خانواده سلطنتی و یک قهرمان نظامی با شهرتی همانند اسکندر کبیر بود. او از همان کودکی لباس‌های نظامی کوچکی که مادرش برایش می‌دوخت به تن می‌کرد و اطراف قلعه نظامی که محل سکونتش بود پرسه می‌زد. سربازان رومی هم که او را در چنین لباسی می‌دیدند برایش لقب کالیگولا را انتخاب کردند. کالیگولا به معنای چکمه‌های کوچک است و به چکمه‌های نظامی که پایش می‌کرد مرتبط است. این پادشاه رومی در شرایط بسیار ایده‌آل و غیر‌قابل وصف دوران کودکی‌اش را سپری کرد؛ دورانی که هرکسی آرزویش را در ذهن دارد.

فکرش را بکنید که هر آنچه بخواهید را برایتان فراهم کنند و پدرتان هم یک فرمانده جنگی بسیار مشهور، با رتبه بالای حکومتی باشد. در نظر بگیرید محیطی با این شرایط چه تاثیری بر این پسر نوجوان می‌گذارد. دوران کودکی‌اش تاثیر بی‌همتایی در تصمیماتی که او در آینده گرفت  گذاشت. در واقع او یک بچه نبود بلکه یک ژنرال بود در لباس کودکی!


پایان روزهای خوش
البته اوضاع به این خوبی نماند. در آن دوران حکومت روم به دست تیبریوس، پیرمردی فاسد، بی‌رحم و بد نهاد اداره می‌شد. جالب اینجاست که او یک تیم پلیس مخفی در اختیار داشت که وظیفه آنها پرونده‌سازی علیه مخالفانش بود و قطورترین پرونده به ژرمانیکوس پدر کالیگولا تعلق داشت. دلیل آن هم این بود که ژرمانیکوس یک قهرمان جنگی بزرگ و بسیار محبوب بود که در عین حال ولیعهد تاج و تخت نیز به حساب می‌آمد. در عوض تیبریوس پیرمردی عجیب‌وغریب و منفور بود. ولی وضع به همین منوال نگذشت و پیرمرد رومی بالاخره دست به کار شد.

ژرمانیکوس به دلایل نامعلومی و بر اثر یک بیماری ناشناخته می‌میردوتمامی انگشت‌های اتهام به سوی تیبریوس پیر نشانه می‌روند. کالیگولا در این زمان تنها هفت سال داشت و این اتفاق حتما تاثیر روانی بسیار بدی روی او گذاشته است. او شاهد مرگ پدرش بود؛ پدری که فرمانده نظامی بزرگ بود. از آن زمان و به مدت 12 سال کالیگولا به همراه مادر بزرگش در انزوای کامل به سر برد. از این دوره زندگی کالیگولا اطلاعاتی دقیق در دست نیست.


هم پیمان با شیطان
اما بالاخره تیبریوس، او را به جزیره کاپری که مکانی مرگبار به حساب می‌آمد، دعوت می‌کند. کاپری در 130 مایلی جنوب روم قرار داشت و سپر بلایی در برابر حملات احتمالی برای تیبریوس محسوب می‌شد. قلعه او همانند دشمنان جیمزباند در دورترین قله جزیره قرار داشت. اما دلیلی که کالیگولا به این جزیره آورده شده بود، چه چیزی بود؟ چه در سر تیبریوس می‌گذشت؟ احتمالا کالیگولا هم به این مساله فکر می‌کرد که دلیل حضورش در قلعه فرمانروای روم چیست و چه اتفاقاتی او را انتظار می‌کشند.

احتمالا نوعی از ترس و بی‌ثباتی بوده که چه بر سر او خواهد آمد، تمام خانواده او به‌دست تیبریوس کشته شده بودند، یعنی نفر بعدی او بود؟در آن دوران جامعه روم خشن و بی‌تفاوت بود، مردم روم به آوردگاه گلادیاتور‌ها و کشتن تبهکاران به اشکال فجیح عادت داشتند. البته مکانی که تیبریوس در آن می‌زیست به دور از مردم بود و کسی آمار کارهای او را به درستی نداشت. در واقع تنها کسی که در این جزیره امر و نهی می‌کرد شخص امپراتور بود؛ فردی ظالم و به‌شدت مریض. کالیگولا وارد جهنمی شده بود که راه فراری نداشت.

او حالا خودش را در چنگال تیبریوس می‌دید و راهی جز تن دادن به خواسته‌هایش نمی‌دید. ولی همین تیبریوس در نقش استاد کالیگولا ظاهر می‌شود و درس‌های شرارت باری را به صورت غیر‌مستقیم به او می‌آموزد، خیانت، کشت و کشتار، تجاوز و هر کاری که تنها از شیطان‌صفتان برمی‌آید.در این جزیره پرتگاهی با نام پرتگاه تیبریوس وجود داشت که بیش از سه هزار متر ارتفاع آن بوده است. تیبریوس تبهکاران را یا همان مخالفانش را از این ارتفاعات به پایین پرتاب می‌کرد.

در بعضی روایات هم گفته شده که اگرکسی پس از سقوط زنده می‌ماند، در آن پایین افرادی پارو به دست حاضر بودند تا جمجمه‌اش را خرد کنند. احساسات کثیف این فرمانروای خونخوار به این اعدام‌ها راضی نمی‌شد و در برخی نوشته‌ها بیان شده که برای تفریح او هزاران زن و کودک بی‌گناه از این صخره‌ها به پایین پرتاب شده‌اند. کالیگولا هم شاهد تمامی این صحنه‌های وحشیانه بود و الگوی خودش را‌یافته بود، تیبریوس. حالا دیگر کالیگولا پیرو خط پدرش که فردی سرشناس و قهرمان ملی محسوب می‌شد، نبود. او قصد داشت خط پادشاه روم را در پیش بگیرد.

در واقع کاپری مvرسه کالیگولا و تیبریوس معلم این مدرسه بود. کالیگولا بعد از این تغییر الگو دست به هر نوع رذالتی می‌زند. در واقع او زندگی را دستیابی به لذت‌های بی‌پایان و نا‌مشروع می‌دانست؛ لذت‌هایی که با خشونت همراه بودند. او حالا با تیبریوس احساس همزادپنداری می‌کرد و روزبه‌روز این حس در او شکل خاصی به خود می‌گرفت.


آغاز حکومت وحشت
بالاخره دوران خوش تیبریوس هم به سر می‌رسد و او هم مانند گذشتگان بدکردار سهمش چیزی جز مقداری خاک نمی‌شود. تیبریوس در اثر مرگ ناگهانی از روم حذف می‌شود و همه مورخان کالیگولا را عامل این مرگ می‌دانند. در واقع او فرصت را غنیمت می‌شمرد و انتقام پدر و خانواده‌اش را از پادشاه روم می‌گیرد. اریکه قدرت به کالیگولا و جملوس نوه تیبریوس می‌رسد. ولی جملوس تنها 18 سال داشت و این سن برای به قدرت رسیدن کافی نبود. کالیگولادر سال 37 پس از میلاد در 24 سالگی به پادشاهی روم می‌رسد. او در این زمان قدرتمند‌ترین فرد دنیا بود.


پس از این اتفاقات او به سمت روم می‌رود؛ در‌حالی‌که مردم زیادی به استقبالش رفته بودند تا فرمانروای جدیدشان را از نزدیک ببینند. کالیگولا سعی داشت خود را از تیبریوس متمایز نشان دهد، پس به صحن سنا می‌رود و پرونده‌های مخفی تیبریوس در مورد مردم را آتش می‌زند، این کار مثل این بود که تمامی پرونده‌های کا گِ بِ را در ملأعام بسوزانید.

ولی کالیگولا باهوش‌تر از این حرف‌ها بود و از تمامی این پرونده‌ها نسخه‌برداری کرده بود.کالیگولا برای اینکه ظاهرش را برای مردم خوب نشان دهد دست به اجرای نمایش می‌زند و ظاهر پلیدش را پنهان می‌کند. او حدود 7/2 میلیارد سکه برنز را میان مردم و در کلیسا‌ها پخش می‌کند.


البته این دوران تنها هشت ماه به طول انجامید و کالیگولا بالاخره چهره شیطانی‌اش را بر ملا می‌سازد. او جنایاتی انجام می‌دهد که حتی تیبریوس را در زیر خروار‌ها خاک متعجب می‌سازد.در روم باستان مراسم و جشن‌های باشکوهی برگزار می‌شد و همه آرزو داشتند به این مراسم دعوت شوند. ولی در جشن‌های کالیگولا از این خبر‌ها نبود. در این مراسم پوست انسان‌ها کنده شده و سر افراد از بدنشان جدا می‌شد. او زنان افراد برجسته روم را از مراسم خارج و به آنها تعدی می‌کرد.

او پا را فراتر از مرز‌های انسانیت‌های گذاشته بود و به نوعی پایش را از گلیمش دراز‌تر کرده بود و فکر می‌کرد می‌تواند قِسِر در برود، البته حق هم داشت. کالیگولا از هر فرصتی سود می‌جست و افراد و سناتورهایی را که مخالفش بودند در ملاعام به دار می‌آویخت یا شکنجه می‌کرد تا باعث عبرت دیگران شوند. کالیگولا به این کارها قانع نشد و تصمیم گرفت قوانین میدان‌های گلادیاتوری را تغییر دهد.


کاری که هیچ پادشاه رومی در 300 سال گذشته این جرات را به خودش نداده بود. او نبرد‌های پر از خونریزی را بسیار دوست داشت و برای همین دستور می‌داد تا یکی از جنگجویان زره سبک‌تری به تن کند و در ادامه نیز سپرش را هم می‌گرفتند.

عذاب خدایان بر سر کالیگولا
تغییر رفتار ناگهانی کالیگولا خیلی مرموز و عجیب به نظر می‌رسید. چه دلیلی وجود داشت که او پس از هشت ماه ناگهان آن‌قدر وحشی و از هم گسیخته رفتار کند. در رم باستان مردم به این‌گونه تغییر رفتار عذاب خدایان می‌گفتند که البته در قرن حاضر پزشکان دلیل اصلی آن را کشف کرده‌اند. رفتارهای خشن، قتل، تماشای صحنه جنایت‌ها و رفتارهای غیر اخلاقی بیش از حد یکی از عوامل این تغییرات بودند. هرپیس آنسفالیت نام مریضی است که احتمالا کالیگولا به آن دچار شده بود.


همگام با مریضی کالیگولا و اینکه شایع شد او مجنون شده است تعداد زیادی از مردم به خیابان‌ها می‌ریزند تا ارادت خود را نسبت به شاه نشان دهند؛ ولی بهتر بود در خانه‌هایشان می‌ماندند. یکی از این افراد پوبلیکوس آفرانوس بود که جانش را نذر سلامتی پادشاه می‌کند، وقتی کالیگولا بهبود می‌یابد از او می‌خواهد تا به نذرش وفا کند و لباس حیوان‌های قربانی را بر تنش می‌کنند و او را با زر و زیور و گل تزئین کرده و از بالای دیوار شهر به پایین پرتاب می‌کنند.

پس از این عمل وحشیانه حالا نوبت جملوس بود که از صفحه حکومت روم پاک شود، شخصی که فرمانده مشترک سرزمین روم به همراه کالیگولا بود. پس او دست‌به‌کار می‌شود و جملوس را به خیانت متهم می‌کند و مجازات همچنین جرمی هم مرگ بود.


کالیگولا زمان خود را صرف اقدامات قانونی نمی‌کرد و خودش مستقیما دستور‌های قتل را صادر می‌کرد، حتی استالین جنایتکار هم دادگاه‌های فرمایش را برای صدور حکم مخالفانش برگزار می‌کرداو در نهایت جملوس را وادار به خودکشی کرد.


چرا کالیگولا دیوانه شد؟!
امروزه 4/3 افرادی که هرپس می‌گیرند جان می‌سپارند. در واقع این بیماری به بخش پیشین مغز آسیب وارد می‌کند. این بخش مسؤول حالات غیرارادی انسان است. پس در این میان باید تاثیر نوشیدنی‌های زیادی را که  کالیگولا می‌نوشیده نیز باید در نظر بگیریم.
رومیان در گذشته نوعی  نوشیدنی  آماده می‌کردند که بسیار بد طعم بود و برای شیرین کردن آن از ماده‌ای به نام دفروتوم استفاده می‌کردند. اما دلیل ایجاد مسمومیت در این نوشیدنی فقط دفروتوم نبود؛ بلکه ظرف سربی بود که با آن مراحل کار را به انجام می‌رساندند. در این دوران کالیگولا به دلیل میگساری‌های مفرط بیمار می شود.


دیوانه در شهر
از دیگر اقدامات این فرمانروای دیوانه، تبدیل کردن یک مکان مقدس رومی به سالن ورودی قصرش بود. مثل اینکه در کنار واتیکان خانه‌ای بسازید و مسیر ورودی از واتیکان به این خانه درست کنید. همیشه در این مکان جشن‌های بسیاری توسط کالیگولا برگزار می‌شد. او واقعا تمامی مرز‌ها را در هم شکسته بود و کسی در دیوانگی در تاریخ به گرد پایش هم نمی‌رسید.


ولی تمامی این اقدامات برای این دیوانه کافی نبود. همواره در تاریخ نام فاتحان است که می‌ماند. در روم باستانی پیروزی در برابر بربرها بسیار پر اهمیت بود و کالیگولا هم تصمیم داشت چنین کاری کند تا از زیر سایه فتوحات پدر بیرون بیاید. او به انگلستان لشکرکشی می‌کند و پس از هشت ماه به وطن بازمی‌گردد و داستان‌های زیادی از فتوحاتش را برای عوام فریبی از خود می‌سازد. او بیان می‌کند که انگلستان را فتح کرده؛ در‌حالی‌که این کار حتی از ژولیوس سزار هم برنیامد. او برای اثبات داستان‌هایش اسیران بربر را در شهر می‌گرداند تا همه حرف‌هایش را باور کنند. ولی داستان چیز دیگری بود.

مورخان بر این باورند زمانی که لژیون‌ها آماده حمله به انگلستان می‌شدند کالیگولا به سربازان دستور می‌دهد که صدف‌های ساحل را جمع کنند، او تصمیم گرفته بود به خدای نپتون، خدای دریاها حمله کند، این کار نه‌تنها دیوانگی بود بلکه توهین به شعور تک‌تک لژیون‌ها بود.


اما در تحقیقاتی که به تازگی صورت گرفته، محققان دریافتند کالیگولا آن‌قدر‌ها هم دیوانه نبوده و کاخ‌هایی که او برای حمله به انگلستان ساخته بسیار هم هوشمندانه بودند، در واقع یک دیوانه هیچ‌گاه نمی‌تواند یک طرح عظیم نظامی را هدایت کند ولی کالیگولا از پس این کار برمی‌آید. در واقع کلودیوس سه سال پس از این ماجرا به جای او انگلستان را فتح می‌کند. ولی این هوش و ذکاوتش او را از مرگ نجات نداد.


کالیگولا در دوران کوتاه حکومتش دشمنان زیادی برای خود دست و پا کرده بود، شاید دشمنان او از هیتلر هم بیشتر بوده باشند. او در 29 سالگی به سر می‌برد و هیچ‌کس از شر او در امان نبود، حتی محافظانش که برای حفظ جان او سوگند یاد کرده بودند. کالیگولا به شکل‌های مختلفی آنها را مسخره می‌کرد؛ یکی را به خاطر داشتن صدای زنانه مسخره می‌کرد یا زن و فرزند دیگری را مورد آزار و اذیت قرار می‌داد. این کار واقعا دیوانگی بود. اینها افرادی (محافظان) بودند که از جان و مال او حفاظت می‌کردند.

تونل مرگ
در یکی از روزهای سرد ماه ژانویه سال 41 پس از میلاد کالیگولا برای تماشای مراسم گلادیاتور‌ها در روم حاضر شد. جو پرشوری در میدان نبرد حکمفرما بود و مردم بسیاری هم برای تماشا آمده بودند. برای صرف غذا کالیگولا برای لحظاتی محل مسابقه را ترک می‌کند و هنگام رفتن به قصر وارد تونلی که در انتها به قصر می‌رسید ،می شود ولی او هرگز به قصر نرسید. هنگام عبور از این تونل کاسیاس و سابینوس دو تن از محافظان شخصی که کالیگولا یکی را مورد تمسخر قرار داده بود و همسردیگری را هم مورد آزار و اذیت قرار داده بود، منتظرش بودند. توطئه گران بالاخره ضربه خود را به کالیگولا وارد می‌کنند و او در‌حالی‌که در خون خود دست و پا می‌زند، جان می‌دهد.
مرگ او روم را وارد مرحله جدیدی می‌کند؛ مرحله‌ای که پادشاهی قدرتمند به نام کلودیوس بر سر کار می‌آید و انگلستان را فتح می‌کند. در حقیقت مرگ او خیال مردم و اطرافیانش را از دست جنون این مرد آسوده‌خاطر ساخت. مردی که از انجام هیچ کار وحشیانه ابایی نداشت. وحشت از کالیگولا بعد از مرگش هم ادامه داشت، بعضی می‌پنداشتند او زنده است و با این کار می‌خواهد قربانیان بعدی‌اش را شناسایی کند.

  • بازدید: 1042
  • تاریخ انتشار: يكشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۱۷:۱۹
  • شناسه مطلب: 2742

نظرات 

 
+1 #1 پروین ۱۸ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۱۷:۴۲
اسم کالیگولا را شنیده بودم ولی چیزی در مورد زندگی عجیبش نمی دونستم. مطلبتون خیلی جالب و خوندنی بود.
پاسخ مدیر سایت: خیلی خوشحالم که تونستم این مطلب رو به صورت جامع و کامل جمع آوری کنم و بتونم رضایت شما دوست و همراه عزیز رو فراهم کنم.
نقل قول
 

ارسال دیدگاه ؛


کد امنیتی
تصویر جدید



مطالب تصادفی

دانستنی های جالب قرآنی

دانستنی های جالب قرآنی
آیا میدانید  :تعداد ۱۰۱۵۰۳۰ نقطه در قرآن بکار رفته است آیا میدانید : تعداد ۵۰۹۸ محل وقف در قرآن وجود دارد آیا...
کارهایی که پس از رابطه جنسی نباید انجام دهید

کارهایی که پس از رابطه جنسی نباید انجام دهید
عشق ورزیدن به همسر تنها در رابطه جنسی خلاصه نمی شود بلکه رفتار شما قبل و بعد از آن نیز اهمیت دارد. اعمال شما معانی...
آیا درخت هم سرطان می گیرد؟

آیا درخت هم سرطان می گیرد؟
سلول های گیاهی تنها در مناطق خاص رشد تقسیم می شوند. همچنین، درختان فاقد سیستم گردشی مانند جانوران هستند.
سولاريوم خطر سرطان پوست را 20 درصد افزايش مي‌دهد

سولاريوم خطر سرطان پوست را 20 درصد افزايش مي‌دهد
يک بررسي جديد نشان مي‌دهد احتمال ابتلاي افرادي که خودشان را با سولاريوم برنزه مي‌کنند، به خطر سرطان پوست 20 درصد...

مطالب پربازدید

تماس با ماهنگ

تماس با ماهنگ
بازدیدکننده گرامی؛ جهت تماس با مدیریت وب سایت ماهنگ از دو طریق ارسال ایمیل و یا تکمیل فرم زیر اقدام نمایید : ایمیل...
مجموعه ای جدید از جملات خاص و سنگین پیامک های مفهومی

مجموعه ای جدید از جملات خاص و سنگین پیامک های مفهومی
من در میان مردمی هستمکه باورشان نمیشود تنهایــــممیگویند خوش بحالت که خوشحالینمی دانند دلیل شاد بودنم باج به آنهاستبرای...
چرا وقتی آب منجمد می شود حجم آن افزایش و وزنش کاهش می یابد؟

چرا وقتی آب منجمد می شود حجم آن افزایش و وزنش کاهش می یابد؟
یخ هنگام انجماد، منبسط می شود. علت این انبساط پیوند هیدروژنی میان مولکول های خمیده آب است.
چرا عرق لباس را زرد میکند؟

چرا عرق لباس را زرد میکند؟
تا حالا عرق از سر، صورت و دست تان چکیده است؟ آن قدر که کلافه شده اید و حتی گاهی نیز در مقابل دیگران خجالت هم کشیده...

مطالب جدید

نرم افزار آموزش الفبای انگلیسی ( محصول جدید انتشارات تاجیک)

نرم افزار آموزش الفبای انگلیسی ( محصول جدید انتشارات تاجیک)
یکی از دروس جدیدی که دانش‌آموزان در پایه‌ی هفتم باید بیاموزند، درس زبان انگلیسی است. نویسندگاه کتاب زبان انگلیسی...
فواید یادگیری زبان خارجی برای مغز که نمی‌دانستید

فواید یادگیری زبان خارجی برای مغز که نمی‌دانستید
امروزه دانشمندان ثابت کرده‌اند که یادگیری زبان دوم می‌تواند در بهبود هوش، حافظه و تمرکز نقش مهمی داشته...
ضرروت دانستن دو زبان

ضرروت دانستن دو زبان
مغز یك فرد دو زبانه مانند رادیویی است كه به طور همزمان 2 كانال را پخش می‌كند. ممكن است كه در حال صحبت كردن به یك...
ضرورت یادگیری زبان انگلیسی

ضرورت یادگیری زبان انگلیسی
     شايد يادگيري زبان انگليسي مهمترين گام در ارتقاء کيفيت زندگي شما باشد.  آيا هيچ فکر...